نوروز خجسته باد

 

 

به فركياني يكي تخت ساخت     چه مايه بدو گوهراندر نساخت  

                           
             جهان انجمن شد بر تخت او      فرومانده از فره بخت اوي
  

                       

 به جمشيد بر گوهر افشاندند      مرآن روز را  روز نو خواندند  

                
           سر سال نو هرمز فرودين       بر آسوده از رنج تن، دل زكين

                          

بزرگان به شادي بياراستند       مي ‌و جام  و رامشگران خواستند  

                         
            چنين روز فرخ از آن روزگار      بمانده از آن  خسروان  يادگار
 

                                                                           «فردوسی بزرگ» 

 

 

      فرا رسیدن  نوروز را به ایرانیان شاد باش میگویم،

                       و برایتان آرزوی شادی و تندرستی دارم.

                                                         جاوید باد ایران

 

تاریخچه نوروز

 

تاريخچه نوروز

 

 

 


زكوي يار مي‌آيد نسيم باد نوروزي           از اين باد ارمدد خواهي چراغ دل بر افروزي

 

«حافظ»


در‌مورد بنياد جشن نوروز مطالب بيشماري بيان شده كه در اين‌جا نمونه‌هايي از آنها را ذكر مي‌نماييم.
1. در روايات زرتشتي و بيشتر نويسندگان ايراني و عرب و شاعران از‌جمله فردوسي، بنياد آن را به جمشيد پادشاه پيشدادي نسبت مي‌دهند و مي‌گويند: جمشيد شاه تختي بساخت كه ديوان آن‌را بدوش گرفته به هوا بردند و به يك روزه از كوه دماوند به بابل فرود آوردند، مردم با مشاهده اين عمل در شگفت شدند و آن روز خاص را نوروز خواندند.
فردوسي مي‌گويد:

چـو خــورشيــد تـابـان ميــان هــوا
نشستــه برو شــــاه فـــرمـــــانـــروا
جهـــان انجمن شــد بر آن تخت او
شــگفتي فــرو مــانــده از بخت او
بــه جمشيــد بر گــوهـر افشـانـدنـد
مرآن روز راروز نوروز خــوانــدنــد
ســر ســال نـو هـرمـز فــــروديـــن
بر آســـوده از رنـــج روي زميـــن

بـــزرگان به شـــادي بيـــاراستنـــد
مـي و جـام و رامشگـران خواستنـد
چنيــن جــشن فــرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان يادگار
(1)


2. حكيم عمر خيام در نوروزنامه راجع به جشن نوروز مي‌گويد:
از آن بوده است كه آفتاب در هر 365 شبانه‌روز و ربعي به اول دقيقه حمل بازآيد و چون جمشيد از آن آگاهي يافت آن را نوروز نام نهاده پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان به او اقتدا كردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانيان خبر دادند تا همگان آن را بدانند وآن تاريخ را نگاهدارند و بر پادشاهان واجب است كه آيين و جشن و رسم ملوك را به‌جاي آرند. از بهر مباركي و خرمي‌كردن در اول سال هر‌كسي در نوروز جشن كند تا نوروز ديگر عمر در شادي گذراندند.
3. اين فصل «فروردگان» است كه جشن‌آوري اجداد و نياكان بود و چنان مي‌پنداشتند كه در پنج شب متوالي، ارواح طيبه مردگان، براي ديدار وضع زندگي و احوال باز ماندگان به زمين فرود آمده و در خانه و آشيانه خويش مشغول تماشا و سركشي مي‌شوند، اگر خانه تميز و پاك بود، ارواح مسرور بر مي‌گردند، اما در غير اين صورت، آنان غمگين و ناراحت بر‌مي‌گردند.
4. روايتي ديگر مي‌گويد كه نيشكر را جمشيد(2)، در اين روز پيدا كرد و مردم از كشف و خاصيت آن متحير شدند. سپس جمشيد دستور داد تا از شهد آن شكر ساختند و به مردم هديه دادند. آن روز را «نوروز» ناميدند.
5. مي‌گويند: اهريمن، بلاي خشكسالي و قحطي را بر كره زمين فرو نشانيد، اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت وعاقبت اورا شكست داد. آن‌گاه خشكسالي و قحطي را از ريشه خشكانيد و به زمين باز گشت. با بازگشت وي، درختان و هرنهال و چوب خشكي سبز شد. بسا مردم اين روز را «نوروز» خواندند و هر كس به يمن و مباركي، در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزي نشانيدن درايام نوروز از آن زمان تا به امروز باقي مانده است.
6. بيروني در آثار الباقيه‌(3) مي‌نويسد: «از آداب جشن نوروز اين بود كه در صحن هر‌خانه به هفت ستون، هفت رقم از غلات مي‌كاشتند و هر‌يك از آنها كه بهتر مي‌روييد، دليل ترقي و خوبي آن نوع غله مي‌دانستند».
در المحاسن و الاضداد نوشته شده: «بيست و پنج روز قبل از نوروز در صحن كاخ سلطنتي، دوازده ستون از خشت خام برپا مي‌شد كه بر هر‌يك از آنها يكي از حبوبات را مي‌كاشتند و آنها را نمي‌چيدند مگر با نغمه‌سرايي و خواندن آواز. در ششمين روز نوروز اين حبوب را مي‌كندند و در مجلس پراكنده مي‌نمودند وتا شانزدهم فروردين كه مهر روز نام دارد آن را جمع نمي‌كردند(4).


تقسيم روزهاي ماه فروردين:

در عهد باستان مراسم جشن نوروز به مدت 21‌روز برگزار مي‌گرديد كه در هر روز برنامه‌يي خاص انجام مي‌گرفت.
1. از اول تا روز سوم براي ديد و بازديد خويشاوندان و بزرگان.
2. از روز سوم الي روز ششم فروردين، ديد و بازديد همگاني و برگزاري جشن رپيثون.
3. از روز ششم الي روز نهم، براي اجراي جشن خوردادگان.
4. از روز نهم الي سيزدهم، بار عام شاهي براي پذيرفتن عموم طبقات هر يك به‌نوبه خود بود.
5. ازروز سيزدهم الي روز نوزدهم، براي تفريحگاههاي خارج از شهر.

6. ازروز نوزدهم الي بيست و يكم، براي اجراي مراسم جشن فروردگان
7. روز بيست و يكم پايان جشن و مخصوص تفريح و گردش در خارج از شهر است(5).
در يك تقسيم‌بندي ديگر، فروردين به شش قسمت تقسيم مي‌گرديد:
1. پنج روز اول به پادشاه و اشراف مربوط بود و آنها جشن ويژه داشتند.
2. پنج روز دوم براي بخشش اموال ودريافت هداياي نوروزي از طرف پادشاه.
3. پنج روز سوم متعلق به خدمتگزاران بود.
4. چهارمين پنج روز به خواص تعلق داشت.

5. پنج روز پنجم به لشكريان.
6. ششمين قسمت پنج روزه به رعايا اختصاص داشت(6).
اين تقسيم‌بندي به قول جاحظ در المحاسن الاضد زمان جمشيد و به قول بيروني در آثارالباقيه بعد از جمشيد و بنا به نظر ذبيح‌الله صفا در زمان ساسانيان معمول بوده است.
نقسيم‌بندي ديگر هم وجود داشته است كه به نوروز خاصه و نوروز عامه تقسيم مي‌شده. پنج روز اول را نوروز عامه و بقيه روزهاي نوروز را نوروز خاصه مي‌گفتند.


نوروز در عهد هخامنشيان و ساسانيان

در تخت‌جمشيد در آغاز سال نو بهاري، مراسم عظيمي برگزار مي‌شد. در اين مراسم شاه، نمايندگان هر قوم و ملت را به حضور مي‌پذيرفت و هدايايي از سوي آنان دريافت مي‌كرد. حجاريهاي باقيمانده در تخت‌جمشيد حاكي از برگزاري اين جشن است(7).
جشن نوروز در زمان ساسانيان بيش از همه زمانها از رونق و شكوه بهره‌مند بود، به‌طوري كه هدايايي كه شاهان ساساني در مدت جشن دريافت مي‌كردند، در آمد بسيار مهمي بود، و براي يك ماه فروردين ادامه داشته است.
ابوريحان بيروني مي‌گويد:
«گويند كسي كه دو نوروز را(نوروز عامه وخاصه) بهم متصل نمود هرمز پور شاپور پهلوان است كه او هم ايامي را كه ميان اين دو عيد بود عيد گرفت.
بيروني در آثارالبلاغه مي‌نويسد: «روز ششم فروردين نوروز بزرگ است و نزد ايرانيان جشن بزرگ مي‌باشد. گويند خداوند در اين روز مشتري بيافريد و فرخنده‌ترين ساعتهاي آن روز ساعت مشتري است. زرتشتيان مي‌گويند زردتشت در اين روز توفيق يافت كه با خداوند مناجات كند و كيخسرو در اين روز به آسمان عروج كرد و در اين روز براي ساكنان كره زمين سعادت قسمت مي‌كنند و از اين‌جاست كه ايرانيان اين روز را اميد نام نهاده‌اند».
در برهان قاطع چنين مي‌نويسد: «… و نوروز خاصه روزي است كه نام آن روز خرداد است و آن روز ششم فروردين ماه مي‌باشد و در آن روز هم جمشيد بر تخت نشست و خاصان را طلبيد و رسمهايي نيكو گذاشت و گفت: «خداي متعال شما را خلق كرده است، بايد كه به آبهاي پاكيزه تن بشوييد و غسل كنيد و به سجده و شكر او مشغول باشيد و هر سال در اين روز به همين دستور عمل نماييد». و اين روز را بنابراين نوروز خاصه خوانند و گويند آكاسره هر‌سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه كه 6 روز باشد حاجتهاي مردمان را آزاد كردندي و مجرمان را عفو فرمودندي و به شادي مشغول بودندي».
در روز ششم كه جشن نوروز خاصه بود، شاه در قصر با محرمان خود به شادماني مي‌پرداختند و اين ايام تيره پادشاه و نزديكان او بود و از شوكت نزهت خاصي برخوردار بوده است. از آداب اين روز فال كوزه است، بدين ترتيب كه يك روز قبل از جشن از اهالي خانه و دوستان و آنهايي كه ميل دارند در فال شركت كنند، چيزهايي كوچكي مي‌گيرند و آن را با پارچه سبز مي‌پيچند و در يك كوزه نو مي‌اندازند و در كوزه را مي‌بندند و در ميان درخت «مورد»، همان درختي كه به اهورامزدا تعلق دارد، مي‌گذارند. بعد از چند ساعتي كوزه را بر مي‌دارند و آن را در آتش بخور مي‌دهند و بعد به دست دختري نابالغ مي‌دهند و او يك يك از لوازم و اشياء داخل كوزه را به دست مي‌گيرد و منتظر مي‌شود تا سايرين (يك نفر) شعر از بر بخواند. آن‌گاه كه چكامه خوانده مي‌شود و وصف حال صاحب اثاثيه معلوم مي‌شود، اشياء را از درون كوزه، بيرون مي‌آورد و به صاحب آن تحويل مي‌دهد.


نوروز در صدر اسلام:

در صدر اسلام ايرانياني كه در مركز خلافت به سر مي‌بردند طبق سنت ملي خويش به اين عيد پايبند بودند البته تا آن هنگام اين عيد نوروز مخصوص ايرانيان بود و نخستين خلفاي اسلامي به نوروز اعتنايي نداشتند. بعدها خلفاي اموي براي افزودن درآمد خود هداياي نوروزي را كه قبل از اسلام در دربارهاي ايران رايج بوده است از نو معمول داشتند. پس از امويان، عباسيان نيز همان شيوه را تعقيب كردند، بنابراين عيد نوروز مانند بسياري از سنتهاي ملي كه با شئون اسلامي مخالفتي نداشت پس از اسلام در ميان ايرانيان باقي ماند.


نماز عيد نوروز

نماز عيد نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره‌هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس و شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همين‌طور عيد غدير خم وارد شده است.
از آن‌جا كه قرائت سوره قدر در نماز عيد نوروز توصيه شده است مي‌توان دريافت كه عيد نوروز نيز چون ديگر اعياد اسلامي با نزول بركات و آيات الهي همراه بوده است.


«جشن سيزده بدر» سيزدهم فروردين

سيزده‌بدر يكي از بهترين روزهاي نوروز مي‌باشد. مردم پس از انجام 12‌روز برگزاري جشنهاي سال نو، روز سيزدهم را در دل طبيعت مي‌گذرانند. اين روز يك نمايش ملي است. مردم گروهي معتقدند كه براي دور‌كردن نحسي اين روز بايد از خانه خارج شوند و سيزده بدر كنند تا نحسي روز در طبيعت به در شود. در اين روز سبزه‌هاي سبز شده را كه چند روز اول سال نو مهمان سفره هفت سين بوده به آب روان مي‌سپارند. خوراكيهاي باقيمانده نوروز، به مصرف مي‌رسد، بساط بازيهاي دسته‌جمعي پهن است. روز سيزدهم، كمتر كسي در منزل مي‌ماند. در ساعت اول روز خيابانها شلوغ و پر‌رفت و آمد است. پاركها مناظر طبيعي اطراف شهر پذيراي ميليونها زن و مردم و جوان و پير و كودك است. خانواده‌ها با صفا و صميميت در كنار هم مي‌نشينند و گل مي‌گويند و گل مي‌شنوند. مردمي كه در طول سال، در هياهوي شهر، پي نام و نان هستند و با هم روباطي سرد و خشك دارند، در اين روز تغييري در رفتارشان روي مي‌‌دهد، همه مهربان و شادمان هستند. گويي بهترين روز سال همين روز است. هر‌چند گروهي آن را نحس مي‌شمارند، اما در اين روز همه چيز و همه كس رنگ شادي دارد. پس آيا روز سيزده‌بدر نحس است يا مبارك؟ گروهي چنين بيان مي‌دارند كه: روز سيزده هر‌ماه در جدول سي روز ايران باستان، مربوط است به فرشته تير يا تيشتر كه ستاره باران است و ارتباط با آب و باران دارد، و بسيار روز خجسته و مباركي است. در مورد فرشته تير و جشن تيرگان كه در سيزدهم «تيرروز» در تيرماه، برگزار مي‌گردد، در جاي خود سخن به ميان آمده است. پس روز سيزده در اعتقادات مردم ايران باستان به هيچ وضح نحس نبوده است. در جدول مربوط به سعد و نحس روزها نيز روز سيزدهم مبارك آمده است. مردم باستان در مورد اين روز معتقد بودند كه جمشيد شاه (بنيانگذار نوروز) روز سيزده نوروز را در صحراي سبز و خرم، خيمه و خرگاه برپا مي‌كرد و بار عام مي‌داد. چندين سال متوالي اين كار را انجام داد كه در نتيجه اين مراسم در ايران زمين به صورت سنت و مراسم درآمد.
در تقويم اعراب، سيزده هر‌ماه روز نحس بود بنابراين بعد از اسلام اين باور اعراب در ايران نيز گسترش يافت و روز سيزده نوروز هم نحس شمرده شد. ابونصر فراهي در مورد نحسي ايام سال چنين سروده است:


هفت روزي نحس باشد در مهي
زان حـذر كن تا نيـابـي هيچ رنج
سـه و پنـج و سيـزده بـا شــانـزده
بيست و يك و بيست چهار و بيست پنج


در تحليلي ديگر اين‌طور بيان مي‌گردد: ايرانيان پس از دوازده روز جشن‌گرفتن و شادي‌كردن كه به ياد دوازده ماه از سال است، روز سيزدهم نوروز را كه فرخنده است به باغ و صحرا مي‌رفتند و شادي مي‌كردند و در حقيقت بدين ترتيب رسمي‌بودن دوره نوروز را به پايان مي‌رسانيدند. در تحليل ديگر كه بر مبناي نظرات مهرداد بهار مي‌باشد چنين بيان مي‌گردد: اعتقاد به عمر 12‌هزار ساله جهان نزد زرتشتيان، تحت تأثير نجوم بين‌النهرين است كه معتقد بودند هر‌يك از دوازده اختر كه خود به يكي از برجهاي دوازده‌گانه حاكم است، هزار سال به جهان حكومت خواهد كرد. بدين روي عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال، آسمان و زمين درهم خواهد شد. به اعتقاد مهرداد بهار، اصل اعتقاد به دوازده هزار سال، و دوازده ماه سال تأثير معتقدات بابلي است. پس از دوازده هزار سال، آشفتگي آغازين باز مي‌گردد. پس جشنهاي دوازده روز در فروردين آغاز سال، با سال دوازه ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوطه است. انسان آن‌چه را در اين دوازده روز پيش مي‌آمد، سرنوشت سال خود مي‌انگاشت. از پيش از نوروز انواع دانه‌ها را مي‌كاشتند و هر دانه‌يي كه در طي اين دوازده روزه بهتر و بيشتر رشد مي‌كرد، آن دانه را براي كاشت آن سال به‌كار مي‌بردند و گمان داشتند اگر روزهاي نوروزي به اندوه بگذرد همه سال به اندوه خواهد گذشت.
بهار مي‌نويسد: «12‌روز فروردين نماد همه سال بود و چون پس از 12‌هزار سال عمر جهان، آشفتگي نخستين باري ديگر باز مي‌گشت، پس در پايان دوازده روز نيز يك روز نشان آشفتگي نهايي و پايان سال را بر خود داشت. در اين روز كار‌كردن و نظام عمومي را رعايت‌كردن نيز از ميان بر مي‌خاست و شايد عياشيها و اوجي باري ديگر براي يك روز باز مي‌گشت. نحسي سيزدهم عيد نشان فروريختن واپسين جهان و نظام آن بود».

 


علف يا سبزه گره زدن

يكي از كارهاي روز سيزده‌بدر، علف گره‌زدن است. در‌مورد سابقه اين رسم مي‌گويند كه مربوط است به فرزندان كيومرث. يعني اولين زوج يا اولين پدر و مادر (مشيه و مشيانه). زرتشتيان معتقدند چون اين دو با هم ازدواج كردند، دو شاخه «مورد» را گره زدند و پايه ازدواج خود را بنا نهادند و از آن زمان به بعد اين رسم معمول گرديد.
در مجمل التواريخ چنين آمده است: «اول مردي كه به زمين ظاهر شد، پارسان او را گل شاه گويند؛ زيرا كه پادشاهي او الا به گل نبود، پس پسر و دختري از او ماند كه مشيه و مشانه نام گرفتند و روز سيزده نوروز با هم ازدواج كردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند به وجود آوردند و چون مردند، جهان نود و چهار سال بي‌پادشاه بماند».

پانويس:
1‌ـ فردوسي، شاهنامه، جلد اول، ص. 30
2‌ـ جمشيد از كهنترين چهره‌هاي اساطير هند و ايراني است(پهلوي، jamshid، jam) اوستاyima و در سانسكريتyama، در اساطير ودايي، جم سرور جهان مردگان است كه به سعادت ابدي رسيده‌اند، او شاه جهان مردگان سعادتمند است. گناه جمشيد اين است كه گوشت گاو را براي خوردن مردگان آورده است(يسنه 32، بند 8)در شاهنامه، گناه او ادعاي خدايي‌كردن و در وداها، همبستري با خواهرش است كه از آن نزديكي نسل مردم به وجود مي‌آيند. در اوستا دو صفت كلي دارد، يكي به معناي شاهوار و يا درخشان (شيد) كه امروز نيز جز‌ءدوم نامهاي خورشيد، و جمشيد مي‌بينيم و ديگر به معناي خورشيد ديدار است.
3‌ـ بيروني ابوريحان آثار الباقيه،… ص. 327
4‌ـ آذر گشسب، موبد اردشير، مراسم مذهبي وآداب زرتشتيان، تهران، فروهر، 1372، ص. 243
5‌ـ رضايي، عبدالعظيم، اصل و نسب و دينهاي ايرانيان باستان، ص. 479
6‌ـ بيروني، ابو ريحان، آثارالباقيه… ص. 332
7‌ـ نگاه كنيد به: 2. بهار، مرداد، جستاري چند در فرهنگ ايران،… ص.230

 

 

سخنی از گاندی

 

خانه تنهایی - ایرانی همیشه پیروز باد

گاندی :

   ابتدا شمارا نادیده می گیرند

         سپس به شما می خندند

              بعد با شما مبارزه می کنند

                                                             آنگاه شما ...

                                                                       پیروز خواهید شد !

تاریخچه پیداش و تکامل پرچم شیر و خورشید

نشان ملی ایران زمین - شیر و خورشید جاودان

مطالب این قسمت برگفته شده از کتاب "تاریخچه شیر و خورشید" نوشته زنده یاد احمد کسروی است.

تاریخچه تکامل پرچم ایران

تا آنجا که ما میدانیم تا کنون کسی از ایرانیان یا از ایران شناسان اروپا و آمریکا دربارۀ شیر و خورشید و چگونگی پیدایش آن و اینکه از کی و چگونه نشان رسمی دولت ایران شده، تحقیقی از روی دلیل و گواه ننموده است. من از هشت سال پیش توجه بدین موضوع داشته و از یکسوی در کتابها بجستجو پرداخته و از سوی دیگر بگردآوردن سکه های کهنه که در این باره از ابزارهای کار است کوشیده ام و بیاری خدا به نتیجه های سودمندی رسیده ام که اینک برای آگاهی همه بر این صفحه ها مینگارم. شیر و خورشید را ما از کودکی دیده و هر روز چندبار تماشا میکنیم و از اینرو شگفتی آن از دیده ما برخاسته. لیکن هرگاه بیگانه هوشمندی ناگهان آنرا دیده و آگاهی یابد که نشان رسمی دولت ماست در شگفت فرو می رود.

آن کدام شیر است که دم برانگیخته و شمشیر بدست گرفته، خورشید را بر پشت میکشد؟ آیا این شکل همچون شکلهای متولوجی یونان در نتیجه افسانه کهنه ای پیدا شده؟ یا فرزانه ای آنرا بنام رمز و برای اشاره بپاره اندرزهای اجتماعی پدید آورده؟ یا چه مایه و بنیاد دیگری برای پیدایش خود دارد؟ اینها پرسشهایی است که هر بیگانه هوشمند از دیدن شیر و خورشید ما از اندیشه خود گذارنیده و هرگاه بر یکتن ایرانی برخورد، از او نیز می پرسد. اما او چه داند که حقیقت کار بر خود ایرانیان هم پوشیده است.

این عادت همه جا در مردم هست که چون پی به حقیقت چیزی نبردند، دست بدامن افسانه و پندار میزنند. در پیش ایرانیان از اینگونه موضوعها فراوان است که چون راه بحقیقت آنها نیافته اند، برای هرکدام افسانه ای ساخته اند. درباره شیر و خورشید هم این سخن بر سر زبانهاست که شیر نشان ارمنیان و خورشید نشان ایرانیان بوده، و شاه عباس کبیر (صفوی) استقلال ارمنستان را برانداخته و بیادگار این فیروزی خورشید را بر پشت شیر نشانده و این نقش را پدید آورده است.

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

تاریخچه پرچم ایران

سرود اي ايران

realflagfinal2.jpg (27278 bytes)

پرچم ايران قبل از سال 1357

 

iriflag.jpg (6502 bytes)
پرچم ايران بعد از سال 1357

پيشينه

نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.

فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است.

محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج اهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند.

به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم مينويسد: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند ".

با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاري از جانداران بر روي درفش ها تصوير نمي شد.


نخستين تصوير بر روي پرچم ايران

در سال 355 خورشيدي ( 976 ميلادي ) که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي ( 1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود و از آن پس هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال (1979 ميلادي).

افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير

در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هائي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي که به سرعت در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکي اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانهٌ تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد.

پرچم در دوران صفويان

در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود 230 سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زادهً ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقيهً دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همهً اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده. در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده او بيرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علي يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.

پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششي عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد. درفش شاهي يا بيرق سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: " المک الله " سپاهيان نادر در تصويري که از جنگ وي با محمد گورکاني، پادشاه هند، کشيده شده، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشهً بالائي آن نواري سبز رنگ و در قسمت پائيتي آن نواري سرخ دوخته شده است. شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن بازهم " المک الله " آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلي ايران است. زيرا در اين زمان بود که براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي نظامي و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه

در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاريان، چند تغيير اساسي در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکي اين که شکل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين که آغامحمدخان به دليل دشمني که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شده بود. در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يکي پرچمي يکسره سرخ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهاي آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتي آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالي که در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلي شاه بود که استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيک و سياسي مرسوم شد. در تصويري که يک نقاش روس از ورود سفير ايران " ابوالحسن خان شيرازي " به دربار تزار روس کشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در حرکت است. سالها بعد، اميرکبير از اين ويژگي پرچم هاي سه گانهً دورهً فتحعلي شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزي را ريخت. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلي شاه ) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفته است که بر روي يکي شمشير دو سر حضرت علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي و نظامي بود.

اميرکبير و پرچم ايران

ميرزا تقي خان اميرکبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگي ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود که پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه مي کرد شرح زندگي نادر را بخواند. اميرکبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطيل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينهً پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي 10 سانتي متر در گوشه بالائي و نواري سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شکل و فرم پرچم امروزي ايران درآمد.

انقلاب مشروطيت و پرچم ايران

با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسي و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: " الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است"، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقي يا عمودي بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين دربارهً وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير ذکري نشده بود. به نظر مي رسد بخشي از عجلهً نمايندگان به دليل وجود شماري روحاني در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام مي دانستند. نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهاي به کار رفته در پرچم به استدلالات ديني متوسل شدند، بدين ترتيب که مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که رنگ سفيد رنگ مورد علاقهً زرتشتيان است، اقليت ديني که هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگي کرده اند و اين که سفيد نماد صلح، آشتي و پاکدامني است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره گرديد. وقتي نمايندگان روحاني با اين استدلالات مجباب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد(شير). از سوي ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانهً ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانهً علي باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته وقتي شير را نشانهً پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياًتي از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً ديگري در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طي آن مقرر گرديد طول پرچم اندکي بيش از يک برابر و نيم عرضس باشد.

پرچم بعد از انقلاب
در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوري اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل مي شود و نشانهً جمهوري اسلامي (تشکيل شده با حروف الله اکبر) در وسط آن قرار دارد.

دانلود کتاب بیگانه اثر جاویدان آلبر کامو

نویسنده: آلبر کامو

بیگانه

ناشر: آی آر پی دی اف

توضیحات:

ترجمه جلال آل احمد
این کتاب پس از بیرون آمدن از چاپ توجه زیادی را به خود جلب نمود.

 

زبان: فارسی

حجم کتاب: 691 کیلوبایت

تعداد صفحات: 65

نوع فایل: PDF

*** در صورت دانلود نشدن کتاب، بر روی Download راست کلیک کرده و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

دانلود کتاب هری پاتر و کیمیاگر برج

نویسنده: سر علی پاتر

ناشر: کیمیاگر برج خانه تنهایی

نوع فایل: PDF

تعداد صفحات: 191

زبان: فارسی

حجم کتاب: 1.64 مگابایت

توضیحات:

هاری پاتر و کیمیاگر برج
از سری کتابهای الکترونیکی هاری پاتر دانلود کتاب

برای دانلود راست کلیک کرده و بر روی save as target کلیک کنید


دانلود کتاب فیودور داستایوفسکی ( رمان )

نویسنده: فیودور داستایوفسکی

ناشر: نشر دات و خانه تنهایی

نوع فایل: PDF

تعداد صفحات: 579

زبان: فارسی

حجم کتاب: 4.96 مگابایت

توضیحات:

جوان خام نوشته فیودور داستایوفسکی ترجمه رضا رضایی  دانلود کتاب

برای دانلود راست کلیک کرده و بر روی save as target کلیک کنید

خلیخ همیشه جاودان فارس (پارس)

فردوسی بزرگ:
ز شير شتر خوردن و سوسمار            عرب را به جايی رسيده است کار
که تخت کيانی کند آروز                        تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

بيشتر اسناد و مدارک در اثبات نام خليج پارس به فرمان محمد رضا شاه پهلوی در سال 1350 با کوشش دهها ايران شناس و تاريخ دان بزرگ گردآوری شد و در چندين کتاب – مجله – روزنامه و . . . به چاپ رسيد. اين جستار نيز برگرفته از زحمات آنان است.

برای دیدن نقشه های تاریخی از کشور های متفاوت جهان با نام خلیج فارس و توضیحات بیشتر به ادامه مطلب بروید 

ادامه نوشته

دانلود کتاب یلدا ( م . مودب پور )

نویسنده: م.مودب پور

ناشر: نشر شادان

نوع فایل: PDF

تعداد صفحات: 303

زبان: فارسی

حجم کتاب: 4.27 مگابایت

توضیحات:

رمان یلدا   دانلود کتاب یلدا ( رمان )  .  خانه تنهایی

برای دانلود راست کلیک کرده و بر روی save as target کلیک کنید